كلمه (اخلاق) جمع خلق وخلق شكل دروني انسان است، چنانكه خلق شكل ظاهري وصوري اشياء است. غرايز وملكات و صفات روحي و باطني كه در انسان است اخلاق ناميده مي شود وبه اعمال و رفتاري كه از اين خلقيات ناشي گردد نيز اخلاق و يا رفتار اخلاقي مي گويند.
حسن سلوك وخوش رفتاري با مردم
صله رحم:
يكي ديگر از نشانه هاي اخلاق وسنن مرضيه ي اسلامي و انساني واز علا يم حسن سلوك و خوش رفتاري با مردم صله رحم است.
بعضي از افراد فكر ميكنند كه اين اخلاق خوب براي كساني است است كه تمكن مالي دارند واز ثروت زيادي برخوردارند و مي توانند به نزديكان خود كمك كنند اما آنهايي كه از نظر مالي در مضيقه اند وتوان رسيدگي و مساعدت به ديگران را ندارند صله رحم برايشان لازم نيست اما اين تصور و برداشت نادرست است زيرا كسي بخواهد صله رحم كند لزومي ندارد كه پول وثروت زيادي داشته باشد تا بتو اند وظيفه اش را انجام دهد بلكه چون هدف از صله رحم برقرار كردن ارتباط و پيوند خو يشاوندي است دين مقدس اسلام مي فرمايد اين وظيفه را به دادن يك جرعه آب وآزار نرساندن به آنان و نيز سلام كردن به يكد يگر مي توانيد انجام دهيد و از اجر وپاداشي كه خدا براي صله رحم مقرر فرموده بهره ببريد. خلاصه اينكه هر كس مدعي تخلق به اخلاق حسنه است بايد اين مسا،له مهمي را كه اسلام به آن توجه فراوان مبذول داشته است جدي بگيريد كه ترك آن موجب فنا ونابودي است.
....
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:34  توسط رحمانی
|
ماده ي فطر كه در قران به شكل فراوان آمده در تمام آن موارد به معناي (( ا بداع )) ، (= آفرينش ) مي باشد .
واژه فطرت(( فطره )) ( =فطرت ) با همين صيغه ي خاص ، بر وزن فعله فقط در يك آيه استعمال شده ، كه آن هم در ارتباط با ا نسان وآيين است .
فاقم وجهك للذين حنيفا فطره الله اللتي فطره الناس عليها لا تبديل لخلق الله. ( روم 30)
پيش از ترجمه ي آيه واژه هاي را مورد بررسي قرا مي دهم .
1- فطره : صيغه فعله دلالت بر نوع - گونه -مي كند مانند ((جلسه)) (= نوع خاصي از نشستن )
ابن اثير گويد : الفطر= الابتداء و الاختراع و بعد مي گويد الفطره =الحاله منه كالجلسه و از روايات اين عبارت را از امام علي ( ع )نقل مي كند ((و جبار القلوب علي فطره ايها ) (( خداوند خالق دلها را براساس فطرت ها ي آن ها ست )) در اين مورد ، فطرت جمع بسته سده و چنين بدست مي آيد كه يك چيز فطري نيست ، بلكه آدمي داراي فطرت هاي است . شواهد چنين نشان مي دهد كه اين واژه را قرآن براي اولين بار به كار گرفته ، و پيش از آن معمول نبوده است .زيرا چنين آمده است كه ابن عباس - وي مردي عالم و عرب و قرشي بود -گويد من معني واژه فطرت را كه در قرآن آمده وقتي فهميدم كه با دو عرب روبرو شدم و آن دو بر سر چاهي منازعه داشتند ،يكي گفت : انا فطرتها (= چاه را ابتدا من حفر كردم و پديد آوردم ) از اينجا فهميدم كه لغت فطرت چه معنايي دارد ، همان خلقت صدرصد ابتدايي .
2-صبغه:اين واژه نيز از نظر مصداق با فطرت متحدهست از اين رو به شكل مختصر توضيح مي دهم . در قرآن آمده صبغه الله و من احسن من الله صبغه (( بقره 138)) اين لغت نيز بر وزن فعله مي باشد صبغ به معني رنگ كردن و رنگ زدن لست البته نه به معني فريب دادن . صبغه الله يعني رنگ خدايي منظور آن است كه رنگي كه خدا در متن تكوين زده است رنگ خدا است .
مسيحيان كودكان نوزاد خود را در روز هفتم غسل تعميد مي دادند به اين جهت است كه مي پندارند با اين عمل به آن رنگ مسيحيت زده اند ، اما خدا مي فرمايد كه چه كسي بهتر از خدا رنگ مي زند .
بنابراين همه انسان ها از رنگ خدايي برخوردار هستند وهمه بر فطرت الهي آفرينش يافته اند . از اين رو قران همواره آيين همه پيامبرران الهي را يك دين - نه اديان-مي داندوآن اسلام است .
...
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:30  توسط رحمانی
|
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مىتوان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.
....
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:28  توسط رحمانی
|
لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است . در خود قرآن كريم درباره اين مطلب تصريح شده است . عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي توان ترديد كرد.
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكي از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي است ، همچنانكه عدم جواز خلوت ميان اجنبي و اجنبيه يكي ديگر از مظاهر آن است . اين بحث را در پنج بخش بايد رسيدگي كرد :
1- آيا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمين به غير مسلمين سرايت كرده است ؟ يا از مختصات اسلام و مسلمين نيست و در ميان ملل ديگر قبل از اسلام نيز وجود داشته است ؟
2- علت پوشش چيست ؟
چنانكه مي دانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمي ميان جنس نر و جنس ماده وجود ندارد ،آنها آزادانه با يكديگر معاشرت مي كنند . قاعده اولي طبيعي اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چه موجبي سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلي به صورت پوشيدگي زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟
اختصاص به پوشش ندارد ،در مطلق اخلاق جنسي جاي چنين سوالي هست . درباره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست .
حيوانات در مسائل جنسي احساس شرم نمي كنند ولي در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد .
3- فلسفه پوشش از نظر اسلام
4- ايرادها و اشكالها
5- حدود پوشش اسلامي چست ؟
آيا اسلام طرفدار پرده نشيني زن است همچنانكه لغت «حجاب» بر اين معني دلالت مي كند ،يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره گيري كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آيا چهره و دو دست تا مچ نيز بايد پوشيده شود يا ماوراي چهره و دو دست بايد پوشيده شود اما چهره و دو دست تا مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال ،آيا در اسلام مساله اي به مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال آيا در اسلام مساله اي به سومي كه نه «پرده نشيني» و «محبوسيت » و نه « اختلاط » باشد وجود دارد يا خير ؟ و به عبارت ديگر آيا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است يا نه ؟
اينها پرسشهائي است كه اين كتاب بدانها پاسخ مي گويد.....
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:26  توسط رحمانی
|
امام علـي (ع)
نام : علي
كنيه : ابوالحسن، ابوالحسين، ابوتراب، ابوالسبطين و الريحانتين
القاب : اميرالمومنين، سيدالوصيين، سيد المسلمين، سيد الاوصياء، سيد العرب، خليفه رسول الله، امام المتقين، يعسوب المومنين، صهر رسول الله، حيدر ، مرتضي، وصي، و ...
منصب : معصوم دوم و امام اول شيعيان و خليفه چهارم مسلمانان.
تاريخ ولادت : سيزده رجب سال 30 عام الفيل، 23 سال پيش از هجرت پيامبر اسلام (ص)
محل تولد: مكه معظمه، داخل كعبه، در بيت الله الحرام ( در سرزمين كنوني عربستان سعودي )
تولد در خانه كعبه ، فضيليتي است مخصوص حضرت علي (ع) و خداي متعادل، تنها به وي چنين امتيازي را كرامت نموده است نه پيش از او و نه پس از او، براي هيچ فردي چنين فضيلتي محقق نشده است.
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:24  توسط رحمانی
|
آيا اين نشاط و آگاهى كه حاصل ميشود جز لذّت موقتى و زودگذر ميباشد ؟ آيا قوائى را كه شخص معتاد در خود حس ميكند الكل مى بخشد ؟ جواب منفى است پس اين قوا از كجاست ؟ البته آن نيرو همان قواى مخزونه در وجود است كه الكل آن را از جاى خود حركت داده و در تمام بدن منتشر ميكند و درجه قوا را بالا ميبرد و در نتيجه نيروهاى بيهوده مصرف ميشود پس خلاصه اين شد كه الكل مبتلايان را وادار به اسراف كردن قواى درونى ميكند نه اينكه ايجاد قواى تازه اى بنمايد و از طرفى جاى ترديد نيست كه اين بكار بستن بيهوده ى نيرو جز ناتوانى ثمرى ندارد بلكه چند صباحى نمى گذرد كه انسان فاقد آن قوا خواهد شد . اگر اندكى دقّت و مطالعه در زندگى معتادين نمائيد خواهيد فهميد كه عواطف را جبلى انسان ميباشد شخص معتاد زير پا گذارده و لگد كوب مى كند.
آرى روح و انسانيّّت را شخص معتاد از خود دور كرده و عمل به واجبات فردى و اجتماعى را از خاطر زدوده و نه بياد پدر و مادر و نه متوجه زن و فرزند است . از همه گسسته و تنها به مشروبات الكلى پيوسته از اينها گذشته زمانيكه روزگار به آنها سخت گرفت و نتوانستند از مال خود مشروبى تهيه كنند بناچار دست تعدى دراز كرده و خيانت و سرقت و حقه بازى و كلك و غارت و چپاول و غصب و جيب برى و غيرو را مرتكب مى شوند .
معتادين در راه تحصيل مشروبات الكلى از هيچگونه جنايتى روگردان نمى باشند و نظر شومشان تنها رسيدن به هدف نامقدس خود مى باشند .
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:19  توسط رحمانی
|
در واقع روزها و شبهايي كه مي گذرند واحد هايي مثل هم نيستند،ممكن است به لحاض كمي هر روز و شبي كه مي گذرد تفاوتي نكند و همه ي شبانه روزهايي كه در عمر ماست 24 ساعت است اما هر روز و شبي زمانه ويژه اي است كه رنگ و آهنگ ويژه خود را دارد يكي از بزرگترين عرفاي زمانه ما مرحوم حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي كتابي بسيار خواندني دارند به نام المراقبات .
المراقبات يعني اينكه انسان متوجه گذر همين روزها و ايام شد .كتاب از ماه محرم كه شروع سال است شروع شده كه اين ماه را انسان چنانكه شايسته است دريابد و به اين ايام روزها و شبها توجه بكند به خاطر اينكه به ما سفارش شده است كه هيچ گاه نبايد دو روز عمر ما مساوي باشد .
و....
دان لود کامل
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:17  توسط رحمانی
|
مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم! اما چگونه؟!... من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح , به شور و احساست نياز دارد و الگویی كه مرا به شور آورد
با تمام اين حرفها , باز هم الگو براي تو و براي همه , مولاي متقيان است : و بخصوص جواني شان
الگو گرفتن يك الگو
بله! خود امير المومنين در جواني شان , الگو داشته اند. الگويشان نيز پيامبر بوده است . از علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان , حتي جزيي ترين مسايل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر الگو مي گرفته اند
اما چگونه؟
پيامبر اكرم (ص) و علي(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرههاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب در آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند . آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر پاك مي كرد و ايشان صميمانه از او تشكر مي نمود
منبع:
http://www.parstools.com/go/?id=15098&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(5)/5.htm
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:13  توسط رحمانی
|
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:30  توسط رحمانی
|